![]() |
![]() |
|
| قفل سكوت را بايد شكست |
|
بهار من .. ای گل من .. آن چنان با تو در آمیخته ام.... که صدای نفس پاک تو را با همه ی وجودم احساس میکنم .. که سایه ات را در شب تار هم می شناسم ... ای دوست... ای نازنین بهارم .. بیشتر با من باش ... با تو بودن را دوست دارم ... با تو بودن را میفهمم ... چشم برهم زنیم روزها می گذرد .... تا نوید رسیدن بهاری نو را دهند .. و طلوعی بزرگ .. آری.. طلوع فردا.. لحظه ی مرگ زشتیهاست... و در آغوش کشید ن تو .... و پایان اسارت ..
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوم مهر 1386ساعت 6:11 توسط رضا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
با تو هستم ای قلم!
تو ای همراه و ای همزاد من ! سرنوشت هر دومان حیران بازی های زشت سر نوشت شعر هایم را نوشتی دست خوش .... اشک هایم را کجا خواهی نوشت؟ |
| پیوندها |
|
صادق هدایت احمد شاملو آوای آزاد بی تو هرگز شبی را به یادم سر کن شورای جوانان سوسیالست ایران زیباترین گناه یک فنجان آرامش داغ برای دلم |
|
RSS
|