تبليغاتX
روزهای ترانه و اندوه - دیار تو برای من عمر دوباره...
قفل سكوت را بايد شكست

 

می خواهم از تو برای تو و به خاطر تو بنویسم

در حالی که از پنجره اتاق به دوردست ها می نگرم از سیاهی شب تمام وجودم می لرزد

شبی که سکوت را برایم معنا می کند شبی که غروب لحظه هایم را نزدیک می کند اما با این حال

ستاره های را می بینم که عاشقانه سوسو می زنند پروردگارا به کدامین گناه مجازات شدم من که مهربان بودم و وفا رسم زندگیم بود

در دو راهی قرا گرفته ام نه راه پس دارم نه راه پیش ...به یادم میادم می اید که گفتند :دنیا بی وفا است اما من با خودم می گویم که این دنیا خدایی هم دارد وکلی مجازات برای کسی در نظر می گیرد که قلبی را بی صدا می شکند غم بر صدایم رخنه کرده نفسهای خسته ام روی غربت تنهاییم سنگینی می کند نه میتوانم حرف بزنم ونه میتوانم سکوت لحظه ها را در هم بشکنم این زخمی است که از تو در قلبم به یادگار مانده...

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم شهریور 1386ساعت 1:27  توسط رضا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
با تو هستم ای قلم!
تو ای همراه و ای همزاد من !
سرنوشت هر دومان حیران بازی های زشت
سر نوشت شعر هایم را نوشتی دست خوش ....
اشک هایم را کجا خواهی نوشت؟

نوشته های پیشین
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
اسفند 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
پیوندها
صادق هدایت
احمد شاملو
آوای آزاد
بی تو هرگز
شبی را به یادم سر کن
شورای جوانان سوسیالست ایران
زیباترین گناه
یک فنجان آرامش داغ برای دلم
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM