![]() |
![]() |
|
| قفل سكوت را بايد شكست |
من جلوه هستی را در حیای چشمان تو دیدم
تو را در خلوت شبهایم فریاد کردم
صبورانه سوختم و ساختم
با منی ، با من بمان
تا سرود عشقم را با عشق بسازم
نتونستم ،نتونستم قد رعنا تو ببینم
آخه چشمی که پر آبه فرصت دیدن نداره
نتونستم گل سرخی واست از باغچه بچینم
آخه دستی که بلرزه جرات چیدن نداره
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی ام مرداد 1386ساعت 7:47 توسط رضا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
با تو هستم ای قلم!
تو ای همراه و ای همزاد من ! سرنوشت هر دومان حیران بازی های زشت سر نوشت شعر هایم را نوشتی دست خوش .... اشک هایم را کجا خواهی نوشت؟ |
| پیوندها |
|
صادق هدایت احمد شاملو آوای آزاد بی تو هرگز شبی را به یادم سر کن شورای جوانان سوسیالست ایران زیباترین گناه یک فنجان آرامش داغ برای دلم |
|
RSS
|