![]() |
![]() |
|
| قفل سكوت را بايد شكست |
من جلوه هستی را در حیای چشمان تو دیدم
تو را در خلوت شبهایم فریاد کردم
صبورانه سوختم و ساختم
با منی ، با من بمان
تا سرود عشقم را با عشق بسازم
نتونستم ،نتونستم قد رعنا تو ببینم
آخه چشمی که پر آبه فرصت دیدن نداره
نتونستم گل سرخی واست از باغچه بچینم
آخه دستی که بلرزه جرات چیدن نداره
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی ام مرداد 1386ساعت 7:47 توسط رضا |
|
|
دل دست هایم تنگ می شود گاهی برای دستان گرمی که ذوب می کرد تنهاییشان را دل چشم هایم تنگ می شود گاهی یرای خیسی چشمانی که خیره می شدند -بی پروا- به آنها دلم گاهی دلش تنگ می شود برای کسی که ... دستانش را ... چشمانش را ... عاشقم |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386ساعت 0:54 توسط رضا |
|
|
ياد گرفتم كه عشق با تمام عظمتش 3-2 ماه بيشتر زنده نيست ياد گرفتم كه عشق يعني فاصله و فاصله يعني 2 خط موازي كه هيچگاه به هم نمي رسند ياد گرفتم در عشق هيچكس به اندازه خودت وفادار نيست و ياد گرفتم هر چه عاشق تري ، تنهاتري |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفدهم مرداد 1386ساعت 1:28 توسط رضا |
|
|
شب را دوست دارم!
چون ديگر رهگذري از كوچه پس كو چه هاي شهرم نمي گذرد تا سر گرداني مرا ببيند . چون انتها را نمي بينم .تا براي رسيدن به آن اشتياقي نداشته باشم شب را دوست دارم چون ديگر هيچ عابري از دور اشك هاي يخ زده ام را در گوشه ي چشمان بي فروغم نمي بيند شب را دوست دارم : چرا كه اولين بار تو را در شب يافتم از شب مي ترسم : تو را در شب از دست دادم. از شب متنفرم ، به اندازه ي تمام عشق هاي دروغين با آفتاب قهرم چرا شبها به ديدارم نمي آيد؟ |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دهم مرداد 1386ساعت 16:7 توسط رضا |
|
شب برای چیدن ستاره های قلبت خواهم آمد. بیدار باش من با سبدی پر از بوسه می آیم و آن را قبل از چیدن روی گونه هایت می کارم تا بدانی ای خوبم دوستت دارم |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نهم مرداد 1386ساعت 8:54 توسط رضا |
|
|
اي مسافر ! اي جدا ناشدني ! گامت را آرام تر بردار ! از برم آرام تر بگذر ! تا به کام دل ببينمت . |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 20:50 توسط رضا |
|
|
هیچوقت به دنبال کسی نباش که با اون بتونی زندگی کنی همیشه بدنبال کسی باش که بدون اون نتونی زندگی کنی تقدیم به تو... |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 7:24 توسط رضا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
با تو هستم ای قلم!
تو ای همراه و ای همزاد من ! سرنوشت هر دومان حیران بازی های زشت سر نوشت شعر هایم را نوشتی دست خوش .... اشک هایم را کجا خواهی نوشت؟ |
| پیوندها |
|
صادق هدایت احمد شاملو آوای آزاد بی تو هرگز شبی را به یادم سر کن شورای جوانان سوسیالست ایران زیباترین گناه یک فنجان آرامش داغ برای دلم |
|
RSS
|