![]() |
![]() |
|
| قفل سكوت را بايد شكست |
|
بزرگ بود
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386ساعت 20:0 توسط رضا |
|
|
توی این کوچه بن بست به دنیا امدیم توی این کوچه داریم پا می گیریم
هیچ کس فکر نکرد که در آبادی ویران شده دیگر نان نیست . و همه مردم شهر بانگ برداشتند که چرا سیمان نیست. و کسی فکر نکرد که چرا ایمان نیست. وزمانی شده است که به غیر از انسان هیچ چیز ارزان نیست
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه ششم فروردین 1386ساعت 12:37 توسط رضا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
با تو هستم ای قلم!
تو ای همراه و ای همزاد من ! سرنوشت هر دومان حیران بازی های زشت سر نوشت شعر هایم را نوشتی دست خوش .... اشک هایم را کجا خواهی نوشت؟ |
| پیوندها |
|
صادق هدایت احمد شاملو آوای آزاد بی تو هرگز شبی را به یادم سر کن شورای جوانان سوسیالست ایران زیباترین گناه یک فنجان آرامش داغ برای دلم |
|
RSS
|