تبليغاتX
روزهای ترانه و اندوه
قفل سكوت را بايد شكست

بزرگ بود
و از اهالی امروز بود
و باتمام افق های باز نسبت داشت
و لحن آب و زمین را چه خوب می فهمید...

صداش به شكل حزن پریشان واقعیت بود
و پلك هاش مسیر نبض عناصر را به ما نشان داد
و دست هاش
هوای صاف سخاوت را
ورق زد
و مهربانی را
به سمت ما كوچاند...

به شكل خلوت خود بود
و عاشقانه ترین انحنای وقت خودش را
برای آینه تفسیر كرد ...

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386ساعت 20:0  توسط رضا | 

توی این کوچه بن بست به دنیا امدیم

                     توی این کوچه داریم پا می گیریم

 

هیچ کس فکر نکرد که در آبادی ویران شده دیگر نان نیست .

 و همه مردم شهر بانگ برداشتند که چرا سیمان نیست.

و کسی فکر نکرد که چرا ایمان نیست.

وزمانی شده است که به غیر از انسان هیچ چیز ارزان نیست

 

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم فروردین 1386ساعت 12:37  توسط رضا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
با تو هستم ای قلم!
تو ای همراه و ای همزاد من !
سرنوشت هر دومان حیران بازی های زشت
سر نوشت شعر هایم را نوشتی دست خوش ....
اشک هایم را کجا خواهی نوشت؟

نوشته های پیشین
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
اسفند 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
پیوندها
صادق هدایت
احمد شاملو
آوای آزاد
بی تو هرگز
شبی را به یادم سر کن
شورای جوانان سوسیالست ایران
زیباترین گناه
یک فنجان آرامش داغ برای دلم
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM