![]() |
![]() |
|
| قفل سكوت را بايد شكست |
![]() |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیستم آبان 1385ساعت 6:45 توسط رضا |
|
|
تو خراب من آلوده مشو
غم این پیکر فرسوده مخور قصه ام بشنو و از یاد ببر بهر من غصه بیهوده نخور .. تو سپیدی من سیاهم خسته ای گم کرده راهم تو به هر جا در پناهی من به دنیا بی پناهم تو طلوع هر امیدی من غروبی نا امیدم تو سپید و دل سیاهی من سیاه دل سپیدم نه قراری نه دیاری که برام رو بگذارد به چه شوقی به چه ذوقی دگر این ره بسپارم چه امیدی به سپیدی که به رنگ شب تارم |
|
+ نوشته شده در
شنبه ششم آبان 1385ساعت 10:29 توسط رضا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
با تو هستم ای قلم!
تو ای همراه و ای همزاد من ! سرنوشت هر دومان حیران بازی های زشت سر نوشت شعر هایم را نوشتی دست خوش .... اشک هایم را کجا خواهی نوشت؟ |
| پیوندها |
|
صادق هدایت احمد شاملو آوای آزاد بی تو هرگز شبی را به یادم سر کن شورای جوانان سوسیالست ایران زیباترین گناه یک فنجان آرامش داغ برای دلم |
|
RSS
|