![]() |
![]() |
|
| قفل سكوت را بايد شكست |
|
من جه عاشقانه تو را خواستم چه صادقانه با تو ماندم و چه شاعرانه برايت اشك ريختم و تو پايت را روي قطره هاي اشك من گذاشتي و بيچاره اشك زندگي به من آموخت كه چگونه به تو فكر كنم ولي |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و دوم مهر 1385ساعت 7:15 توسط رضا |
|
|
اي پرنده مهاجر ، اي پر از شهوت رفتن
فاصله قد يه دنياست ، بين دنياي تو با من تو رفيق شاپركها ، من تو فكر گلمون تو پي عطر گل سرخ ، من حريص بوي نونم دنياي تو بينهايت همه جاش مهموني نور دنياي من يه كف دست روي سقف سرد يك گور من دارم تو آدمكها ميميرم ، تو برام از پريها قصه ميگي من توي حيله وحشت ميپوسم ، برام از خنده چرا قصه ميگي كوچه پس كوچه خاكي ، در و ديوار شكسته آدمهاي روستايي ، با پاهاي پينه بسته پيش تو يه عكس تازه است واسه آلبوم قديمي يا شنيدن يه قصه است از يه عاشق قديمي براي من زندگي اينه ، پر وسوسه پر غم يا مثل نفس كشيدن ، پر لذت دمادم اي پرنده مهاجر ، اي همه شوق پريدن خستگي كوله بار ، روي رخوت تن من مثل يك پلنگ زخمي پر وحشته نگاهم ميميرم اما هنوزم دنبال يه جون پناهم نبايد مثل يه سايه ، زير پاها زنده باشيم مثل چتر خورشيد بايد روي برج دنيا واشيم |
|
+ نوشته شده در
شنبه پانزدهم مهر 1385ساعت 7:14 توسط رضا |
|
|
از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم مهر 1385ساعت 7:17 توسط رضا |
|
|
اکنون که با غرور
شرمساري شکست را فرياد مي کنم صداي شکستن من است که روايتي است از لذت و شرم و ياد اور طعم درد در دورترين نقطه روز که به سنگ و صبر مي پيوندم دستهاي خاک الوده ام در جستجوي اسايش است و ايه هاي کتاب پوچي را (که قلعه جاودانه ترين سرودهاست ) مي خوانم شايد در کسوت صادقانه ترين دروغ ها جاودانگي صداقت کاذب را بيابم در نهايت شرم |
|
+ نوشته شده در
شنبه یکم مهر 1385ساعت 8:23 توسط رضا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
با تو هستم ای قلم!
تو ای همراه و ای همزاد من ! سرنوشت هر دومان حیران بازی های زشت سر نوشت شعر هایم را نوشتی دست خوش .... اشک هایم را کجا خواهی نوشت؟ |
| پیوندها |
|
صادق هدایت احمد شاملو آوای آزاد بی تو هرگز شبی را به یادم سر کن شورای جوانان سوسیالست ایران زیباترین گناه یک فنجان آرامش داغ برای دلم |
|
RSS
|