![]() |
![]() |
|
| قفل سكوت را بايد شكست |
|
مرا دوست بدار ای واژه ی رفتن که من همچون تو عاشق رفتنم مرا دوست بدار ای موج سهمگین دریاها که من همچون توازغم این دنیا طوفان زده گشته ام مرا دریاب ای ماه تمام من که گر شبی در آسمان تاریک وجود من نباشی تیره تر ازهمیشه ام مرا صدا کن ای تنهایی که من هم در این شبها به میهمانی تو آمده ام غمگینی مرا به خاطر بسپار ای هستی من گرمی محبت مرا در وجودت پاس دار و مرا به خاطر بسپار ای آنکه ترا از گذشته تا به حال به خاطر سپرده ام |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1385ساعت 16:9 توسط رضا |
|
|
نه در بیابانم
نه تشنه ، اما ...
سراب می بینم
گیج، سردرگم
نمی دانم...
به هر سو که می نگرم
تو را می بینم ! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوم مرداد 1385ساعت 9:43 توسط رضا |
|
|
همیشه رفتن هراس از ماندن از نابودی ارزش ها از به خاک سپردن آرزوها از خودگریختن ها هراس از دست دادنها هراس از نداشتنها نبودها نبایدها نیستها نشدها ناباوریها هراس از شکستنها خسته از خستگیها دلتنگیها جازدنها دوست داشتنها زیستنها امیدها بازگشتنها رفتنها طاقتها هراس سالهای تکرار سالهای پشت دیوار بامدادی تاریکتر از شامگاه سالهایی خسته تر از پارسال ساعاتی بی موقع در شنزار زمان افسوس من هنوز می گریزم!! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوم مرداد 1385ساعت 8:55 توسط رضا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
با تو هستم ای قلم!
تو ای همراه و ای همزاد من ! سرنوشت هر دومان حیران بازی های زشت سر نوشت شعر هایم را نوشتی دست خوش .... اشک هایم را کجا خواهی نوشت؟ |
| پیوندها |
|
صادق هدایت احمد شاملو آوای آزاد بی تو هرگز شبی را به یادم سر کن شورای جوانان سوسیالست ایران زیباترین گناه یک فنجان آرامش داغ برای دلم |
|
RSS
|